خرید بک لینک
همیشه اخرین نفر بودم. همیشه نادیده شده ترین بودم. نمیخوام مظلوم نمایی کنم... ولی همیشه مظلوم ترین بودم. کسی بودم که حق دفاع رو از خودش گرفته بود...تقصیر خودم بود... ولی از این موقعیت ناراضی نیستم...این که همه حرفها زده میشه و وقتی میپرسم چیشده فقط یه خلاصه کوتاه ازش دستگیرم میشه دلمو میسوزونه ولی چیزی نمیگم.اینکه حتی حق ندارم بگم که دلم میسوزه از این رفتارا دلمو میسوزونه ولی چیزی نمیگم.دلم وقتی میسوزه که با نگاه کردن به اطرافم میبینم با اینکه بی کس نیستم ولی تنهام....دلم وقتی میسوزه که میبینم همه چی رو دارم تو هجده سالگیم از دست میدم ولی نمیتونم فریاد بکشم که از دستم نرن... اینکه بهترین لحظاتت رو که میتونی با آرامشت نفس بکشی، تقدیر ازت دریغ میکنه ینی از دست دادن... ینی تباه شدن یه سری ثانیه و دقیقه بدون ارامش و نفس ... منو میسوزونه ... فک میکنند

برچسب: نویسنده: یلدا صالحی تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 6:39

صفحه بندی